صفت “communal”
فرم پایه communal (more/most)
- اجتماعی
ثبتنام کنید تا ترجمههای جملات نمونه و تعاریف تکزبانه هر کلمه را ببینید.
The festival is an important communal event that brings everyone together.
- مشترک (بین اعضای یک جامعه)
The students lived in a building with communal bathrooms and kitchens.